صادق آئينه وند

65

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

اوضاع سياسى عصر شاعر شاعر ما به سال 23 هجرى ديده به جهان گشود ، سالى كه عمر بن خطاب در آن درگذشت و عثمان به خلافت رسيد . 1 مرگش حدود سال 105 هجرى ، اتفاق افتاد ، سالى كه ، يزيد بن عبد الملك مرد و برادرش هشام به قدرت رسيد . اگر فرض كنيم كه در بيست سالگى ، يعنى حدود سال 43 هجرى گام در ميدان سياست نهاده باشد ، تا بيست سال ، يعنى حدود سال ، 63 هجرى ، و ورود محمّد حنفيّه به صحنه‌ى سياست ، شعرى سياسى كه حاكى از نظريه‌ها و گرايش‌هاى سياسى او كند ، در دست نيست . سال 41 هجرى تا 63 هجرى ، از پرحوادث‌ترين و حسّاس‌ترين برهه‌ها در تاريخ اسلام است . شهادت امام على ( ع ) و در نتيجه ، سقوط حكومت عدل اسلامى او ، زمينه‌ى فعاليت را براى آشوبگران ( مارقان ) ، ستمگران ، طاغيان ، مستكبران ( قاسطان ) ، و فرصت‌طلب‌ها ( ناكثان ) نيك فراهم كرد . همان‌گونه كه امام ( ع ) در خطبه‌ى شقشقيّه ، اشاره دارد اين گروه‌ها تنها در برابر حكومت او قد برافراشته بودند ، و آن‌هم در مقابل مردمى كه به تعبير امام ( ع ) ، چون موى انبوه گردن كفتار ( عرف الضّبع ) پس از 25 سال تحمل نابسامانىها و دردها و رنج‌ها ، خودآگاهانه به در خانه‌ى على ( ع ) رفته و دست به دامن او زدند و به اصرار و ابرام از او مىخواستند تا دست عدالت بر سرشان بكشد ، و برق شمشير برانش را بارديگر به نفع همه‌ى مستضعفان و محرومان بجهاند ، و كفر و شرك و اشرافيت و نفاق را به وحشت افكند . آن روز كه مردم چونان سيل به خانه‌ى على ( ع ) هجوم بردند امام ( ع ) مىگفت : اگر حضور شما مردم و هم تعهّد و ميثاقى نبود كه خدا از آگاهان و عالمان گرفته تا بر